حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )

58

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )

اماس لثه و شدت درد و ضربان آن پيدا بود و در ششم و هفتم تقدم سقطه و ضربه هويدا انتباه تحركى كه در سن شيخوخت بهم رسد علاج نه‌پذيرد چه علت وى نقصان لثه و دندان و يبوست و لاغرى آن بواسطه وقوع زبول از علل رطوبت غريزى باشد و اعادة المعدوم مما لم يقل به عاقل فضلا عن فاضل فافهم فصل پنجم در فوقانى با خاء معجمه مشتمل بر دو مرض تخمه بفوقانى مضمومه و خاء معجمه مفتوحه و ميم كذلك و هاء موقوفه در اصل بمعنى ناگواريدن طعام در معده آمده و در اصطلاح اطبا عبارت از انست كه باسباب مذكوره در بطوء الهضم طعام در معده اصلا بانهضام نگرايد بلكه همچنان نامنهضم در ان باقى ماند پس گاهى منحدر نشود و قبض شكم صورت پذيرد و گاهى رو بخارج نهد و اسهال مفرط دست دهد و باشد كه كار غذا بفساد و استحاله آن بجوهر غريب و كيفيت غير صالحه انجامد و عند البعض تخمه همين‌ست و بالجمله عبارت از بطلان هضم‌ست كه بناء فتور قوت هاضمه باشد و فساد طعام در معده گاهى با وجود صلاح و صحت قوت هاضمه بهم رسد و بسوء هضم موسوم گردد و سيجئ فى باب السين المهمله ان شاء الله تعالى انتباه بطور هضم مقدمه تخمه است و بطلان هضم مرادف آن اما در ماهيت وى از ذكر قبض شكم و استطلاق آن ساكت شده‌اند و استحالهء غذا را نيز در ان دخلى نيست تامل تخيلات بفتح فوقانى و خاء معجمه و ضم تحتانى مشدده و فتح لام و الف و فوقانى ثانى كه بخيالات نيز موسوم‌ست و سيجئ فى باب الخاء المعجمة ان شاء الله تعالى آنست كه ناظر در هوا تخيل الوان متنوعه و اشكال مختلفه كند و حدوث اين مرض بالخاء شتى او بانواع كثيره صورت بندد يكى آنكه از ذكاء حس باصره باشد و اجسام صغيره و ابخره خفيفه كه در جو سما مثبوت باشد و كذلك بخارات غذائى كه در هيچ‌گاه بدن از ان خالى نباشد باحساس مردم درآيد و در اين نوع حاسها بجملتها سليم باشد و باكل اغذيه مغلظه تخيلات كمتر گردد دوم آنكه از آفت طبقات خاصه اگر در طبقه قرنيه باشد چون اثار جدرى و غيره موجب حدوث وى گردد و اين‌چنان باشد كه آثار مسطوره بنا بر صغر خود اگرچه به نظر درنيايد اما از جهت ابطال شفافيت طبقه بحسب مقدار خويش مانع ابصار آيد پس لاجرم به قدر ماهيت اشكال آثار بيمار تخيل نمايد و اين نوع از اسباب ما تقدم و از ان خيالات بىاحداث آفت ديگر و بحسب اغذيه ازدياد نقصان ناپذيرفتن متضح گردد و سوم آنكه عارضه رطوبات خاصه بيضيه باعث تولد آنها شود و در اين صورت يا خود رطوبت بيضيه بذاتها احداث تخيلات نمايد يا سوء مزاج بارد رطب كه مبطل شفافيّتست وجود خيالات بمنصه ظهور رساند يا حرارت قويه كه بغليان رطوبت انجامد يا برودت و يبوست ؟ ؟ ؟ مضمد مزيل اشفاف به تكون آنها پردازد هذا و امارات اصناف هذا النوع اظهر من عين الشمس چهارم آنكه امرى خارج از چشم مولد خيالات گردد و اين نوع